رفتگر مهربان شانه می کشد زلف کوچه را... هر هفت صبح
کلاغ قارقار می کند هفت و یازده دقیقه
فایل ها را رایت می کنم هفت و چهل و سه دقیقه
صدای سنبل و سوسن میایه
دَری می گشایه به رویم
می روم تا بگویم
من یک "مَگو"یم